تبليغاتX
★★۩♥زنجیر عشق★★۩♥

































پس کی زنجیر عشقو به گردنم می ندازی؟

سلام به دوستای خوبم اومدم بگم که من از این به بعد ماهی یه بار آپ می کنم و مثل قبل نمی تونم به نظراتون زود به زود جواب بدم ولی مطمئن باشید که حتما جواب میدم چون امسال کنکور دارم برام دعا کنید رشته ای که می خوام قبول بشم دیگه بعدش حسابی می ترکونم.

مو فق باشید. بااااااااااااااااااااای

♥ غزل جون♥ 12:13شنبه دوم مهر 1390

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا . ما همه‌ آفتابگردانیم.

اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست.

آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد.

اینها را گل‌ آفتابگردان به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌ خورشید کوچکی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت.

آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد، مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد.

آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد.

آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد.

او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید.

دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است.

آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا.

بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان.

آفتابگردان گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند.

و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟ آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد.

گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند.

زیرا که‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود.

جلو رفتم‌ بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد.

تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود.

خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌ که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد، نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت؟

آن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم .........

♥ غزل جون♥ 14:32پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391

زندگي دفتري از خاطرهاست

يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک

يک نفر همدم خوشبختي هاست

يک نفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد

ما همه همسفريم

پس یار هم باشیم

دستی بگیریم

راهی بگشائیم

دلی بدست اوریم

و فقط رهگذر نباشیم.

♥ غزل جون♥ 16:34چهارشنبه دوم فروردین 1391

سعادت سخاوت سربلندی سروری سلامتی و سرور که بهترین هفت سین زندگی است را برایتان آرزومندم.                    سال نو مبارک 

♥ غزل جون♥ 12:24دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390

فقط واسه یکی
+مخاطب خیلی خاص.برو ادامه مطلب حواست باشه نخوری زمین چراغا خاموشه
ادامه مطلب
♥ غزل جون♥ 9:3یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...


ادامه مطلب
♥ غزل جون♥ 11:1دوشنبه یکم اسفند 1390

  عشق ، جنون است و جنون چيزی جز خرابی و پريشانی " فهميدن " و

" انديشيدن " نيست .

اما دوست داشتن ، در معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد .

عشق زيبايی های دلخواه را در معشوق می آفريند و دوست داشتن زيبايی های دلخواه را در " دوست " می بيند و می يابد .

عشق يک فريب بزرگ و قوی است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمی ، بی انتها و مطلق .

عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير .

از عشق هر چه بيشتر می نوشيم ، سيراب تر می شويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر ، تشنه تر .

عشق هر چه ديرتر می پايد کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر .

عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست .

بر گرفته از کتاب هبوط در کویر

دکتر علی شر یعتی

 

 

 

 

 

 

 

 

♥ غزل جون♥ 18:23دوشنبه سوم بهمن 1390

1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم افزار باشیم نه سخت افزار.

2. در سایت زندگی، همیشه لینکِ (Mohabbat) داشته باشیم و هیچگاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.

3. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه کاراکتر "ع"، "ش" و "ق" استفاده کنیم.

4. هیچگاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم. که "تا توانی دلی به دست آور، دل شکستن هنر نمی‏باشد".

5. چنانچه در کاری شکست خوردیم آن را "shut down" نکنیم بلکه آن را "restart" کنیم.
ادامه مطلب
♥ غزل جون♥ 13:8پنجشنبه یکم دی 1390

آب را گل نکنید شاید از دور علمدار حسین مشک طفلان بر دوش زخم و خون بر اندام می رسد تا که از این آب روان پر کند مشک تهی ببرد جرعه آبی برساند به حرمتا علی اصغر بی شیر رباب نفسش تازه شود و بخوابد آرام ...

التماس دعا

♥ غزل جون♥ 19:18چهارشنبه شانزدهم آذر 1390

امروز روز دادگاه بود ومنصور ميتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چه دنياي عجيبيه، دنیای ما. يك روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمي شناختم وامرو به خاطر طلاقش خوشحالم.


ادامه مطلب
♥ غزل جون♥ 18:5سه شنبه یکم آذر 1390

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

تا دوست را به ياري نخوانيم،
براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند
طعم توفيق را مي چشاند
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند
"
تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است
"
تنها" بودن ، بودني به نيمه است
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم


دکتر علی شریعتی

♥ غزل جون♥ 20:41یکشنبه یکم آبان 1390

سه چیز در زندگی هیچ گاه باز نمی گردند:زمان کلمات و موقعیت ها.سه چیز در زندگی هیچ گاه نباید از دست بروند:آرامش امید و صداقت.سه چیز در زندگی هیچ گاه قطعی نیستند:رویاها موفقیت و شانس.سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند:عشق اعتماد به نفس و دوستان.

آسمون به ماه میگه:عشق یعنی چی؟ماه میگه:یعنی اومدن دوباره ی توماه میگه:تو بگو عشق یعنی چی؟آسمون میگه:انتظار دیدن تو.

عشق کلمه ایست که بارها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود.عشق صدایی ست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.عشق نغمه ی بلبلی ست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود عشق رنگی ست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.عشق نوایی ست پرشکوه اما جلالی ندارد.عشق شروعی ست از تمام پایان ها اما بی پایان است.عشق نسیمی از بهار اما خزان از آن می تراود.عشق کوششی ست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه عشق کلمه ای ست بی معنی ولی هزاران معنی دارد.

از عشق هر چه بیشتر می شنویم سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.

نجوم نخوندم ولی میدونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم...فیزیک نخوندم ولی میدونم((هر عملی را عکس العملی است...))غیر از عشق من به تو و میدونم که واحد اندازه گیری عشق ژول و کالری و وات و...نیست...زیست شناسی نخوندم ولی میدونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تند تر بزنه...

♥ غزل جون♥ 11:32شنبه دوم مهر 1390

خدایا متبرکم کن تا یگانه درسی را که نیازمندش هستم بیاموزم اتکای کامل به تو.

گفتم:احساس عجیبی است احساس این که برای کسی اهمیت داشته باشی.

با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق.

اگر قادر به عشق ورزیدن باشیم قادر به دوست داشتن نیز خواهیم بود.

تو آمدی رویاهایم راتعبیر کنی اما خود یکی از رویاهایم شدی.

زلال تر از آب کسی ندید من دیدم تو را.

ای عشق بی تو مرا چگونه زیستن بود.

♥ غزل جون♥ 12:3چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390

در ساحلی نشسته بودم ناگهان صدایی به من گفت:بنویس.گفتم :قلم ندارم.گفت:استخوانت را قلم کن.گفتم:جوهر ندارم.گفت:خونت را جوهر کن.گفتم:کاغذ ندارم.گفت:پوستت را کاغذ کن.گفتم:چه بنویسم؟گفت بنویس:عشق من دوستت دارم.

عشق یک نوع مرضی است که میکروب آن از طریق چشم وارد قلب می شود.مرض عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس دارد.اول شیرین بعد دوست داشتنی سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دورانداختنی.!

عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو زیباست.

خواستم عشق رو تو دستام بگیرم ولی جا نشد.پس گذاشتمش تو جیبم ولی جا نشد در کیفمو باز کردم ولی جا نشد.تصمیم گرفتم ببرمش توی اتاق ولی جا نشد.بنابراین یه خونه براش گرفتم ولی جا نشد.با خودم گفتم:یه باغ!آره!ولی جا نشد.پس گذاشتمش توی قلبم حالا دیگه جاش خوبه خوبه.تازه می فهمم این که میگن دل آدم می تونه از دنیا هم بزرگتر باشه یعنی چی!

زندگی چیست؟اگر خنده است چرا گریه می کنیم؟اگر گریه است چرا خنده می کنیم؟اگر مرگ است چرا زندگی می کنیم؟اگر زندگی است چرا می میریم؟اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم؟اگه عشق نیست چرا عاشقیم؟

 

 

♥ غزل جون♥ 17:49چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390

دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاپ کرد سنگ غرق شود نه آن که تو متلاطم شوی.

همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از آن دور می شوی در انتظارت بماند.

فقط کسی معنی دلتنگی را می فهمد که طعم وابستگی را چشیده باشد.

می نویسم ((دیدار))تا اگر به من دلتنگ می شوی یک به یک فاصله ها را برداری...

دست هایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار و لبانت را چون حسی گرم از مستی به نوازش های لب های عاشق من بسپار.

خداوندا تو را سپاس می گویم که عاشق شدن را به من آموختی از تو می خواهم مرا به عاشق ماندن نیز آشنا گردانی.

خدایا رحمتت دریای عام است ز لطفت قطره ای ما را تمام است.

♥ غزل جون♥ 11:43چهارشنبه نهم شهریور 1390

چشم هایم را به آسمانی که خدایت در آن است دوخته ام و دست های خسته ام را به سوی او دراز کرده ام و از تو می خواهم که بیایی و مرا از عطر نفس هایت لبریز کنی بیایی و مرا به سرزمین آب های نقره ای به سرزمین آرزوها ببری و امشب باز به گذشته می نگرم آن جا که در اوج نا امیدی سر راهم قرار گرفتی و با نگاهت قلب یخ بسته ام را گرما بخشیدی و امشب چون گذشته تمام حرف هایم برای توست آه...پس کی می آیی چشم های خسته ام انتظار آمدنت را می کشند؟

دل و قلبم در مورد عشق با هم بحث می کردن دلم به من گفت:ای دل اگه هوس بود همون یه دفعه بس بود قلبم به دلم جواب داد:برای تو هوس بود ولی برای من نفس بود دلم به قلبم گفت:برای تو قفس بود برای تو او چه کس بود قلبم جواب داد:او واپسین نفس بود تکرار او هوس بود یادت باشه:عشق کوه بلند نور است حساب عشق ز شهوت دور است.

کاش میشد که نرفت کاش میشد که بمانیم و بسازیم خانه ای با گل دل کشور عشق کجاست؟صحبت از رفتن و بیزاری نیست پای رفتن لنگ است جای ماندن این جاست فکر فردا باشیم حاصل ما این است کاش میشد که نرفت و زمان را بوسید و زمین را پوشید.

چندی پیش از ماه شنیدم که عاشق شده است بیچاره عاشق یکی از ستاره ها شده بود حس می کنم دلش خیلی داغ بود می گفت:بدجور به ستاره عادت کرده است آن قدر که مجبور است روزی یک بار به دور زمین بچرخد بلکه در هر دورانی به محور معشوقش نزدیک تر شود ماه می دانست که ستاره مرد نیست اما او عشق را به خاطر سپرد عجب دلی داده بود ماه.

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو.برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده.برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی و نگیروبرای عشق وصال کن ولی فرار نکن.برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن.برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش.برای عشق خودت باش ولی خوب باش.

 

♥ غزل جون♥ 12:29چهارشنبه دوم شهریور 1390

امشب تمام آیینه ها را صدا کنید هنگام اجابت است رو به سوی خدا کنید ای دوستان آبرودار در نزد حق در نیمه شب قدر ما را دعا کنید.(التماس دعا)

♥ غزل جون♥ 21:32جمعه بیست و هشتم مرداد 1390

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است؟پیدا نکنم همدل دل ها همه از ننگ است گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است.

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده اعتماد نکنی...

اگر خداوند آرزویی را در دلت انداخت بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است.

یه روز دل نشست با خودش فکر کرد و گفت:سنگ می شم.سنگ شد و میون سنگ ها نشست!اما بعد از مدت کوتاهی عاشق یه سنگ دیگه شد.

به آن چه ندارید دل نبندید و آن چه را دارید دوست بدارید.

کوتاه ترین فاصله برای گفتن دوستت دارم یک لبخند است.

عشق دریافت یک پیام الهی است.

♥ غزل جون♥ 11:53چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390

سر کلاس دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!!خط اولی به دومی گفت ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ..!!دومی قلبش تپید و لرزان گفت:بهترین زندگی!!!در همان زمان معلم بلند فریاد زد:دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند و بچه ها هم تکرار کردند:..دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند مگر آن که یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خود را بشکند!!

اگر دیگران را دوست داشته باشی در دنیایی سرشار از عشق زندگی می کنی.اگر به دیگران دشمنی بورزی در دنیایی از آکنده از کینه زندگی می کنی.کدام را می پسندی؟

وجود انسان واحدی پیوسته است همان گونه که عشق را به خویش نسبت می دهی نفرت را نیز به خود نسبت بده زیرا عشق و نفرت دو روی یک سکه هستند...!

گاه یک لبخند آن قدر عمیق می شود که گریه می کنم گاه یک نغمه آن قدر دست نیافتنی است که با آن زندگی می کنم گاه یک نگاه آن چنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کنند گاه یک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم.

گفتند:مسافری آمده از راهی دور و با خودش باران آورده باران عشق!و تو سراسیمه آمدی.مسافر باران عشق را در دست های تو گذاشت و رفت.و تو اما.....با دست هایت چه کردی؟

♥ غزل جون♥ 11:37چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390

رنگ و روی مرد و نامرد یکی است/آنقدر باید بگردی تا بدانی مرد کیست؟
♥ غزل جون♥ 12:31چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390

فرا رسیدن ماه نیایش با خالق هستی و ماه دل انگیز سر مستی بر تمام مسلمانان مبارک.
♥ غزل جون♥ 12:25سه شنبه یازدهم مرداد 1390

تو که در هر جایی!کجا پیدایت کنم؟!در قلب کدام با سخاوت دور دست؟!در دستان کدام گدای عاشق؟!در چشمان کدام منتظر بی پناه؟!در دهان کدام شاعر گنگ پریشان؟!و در جای پای کدام رهگذر غریب.

خدایا هر که را دوست می داری به او بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و هر آن که را دوست تر می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق نیز والاتر است.

شاید یه کسی شب ها برای این که خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش مرتب بیش تر میشه مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه ولی تو اون رو نمی شناسی.

در تنهایی ام تنها به این می اندیشم که آیا در تنهاییش یک لحظه به من می اندیشد؟

برگ سبز درخت معرفت کردگار و برگ زرد درخت معرفت روزگار است.

تا امروز آهی در بساط نداشتم و از امروز به بعد جز آه چیزی در بساط نخواهم داشت خدایا از من آهی از تو نگاهی.

چه کسی می گوید که گرانی شده است؟دوره ارزانیست دل ربودن ارزان دل شکستن ارزان دوستی ارزان است دشمنی ها ارزان چه شرافت ارزان تن عریان ارزان آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزان تر قیمت عشق چقدر کم شده است کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده پشت هر انسان.

♥ غزل جون♥ 11:58چهارشنبه پنجم مرداد 1390

روزی تمام احساسات آدمی گرد هم جمع میشن و قایم موشک بازی می کنن دیوانگی چشم می ذاره و همه میرن قایم میشن تنبلی اون نزدیکا قایم میشه حسادت میره اون ور قایم میشه عشق میره پشت یه گل رز دیوانگی همه رو پیدا می کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو میده و به دیوانگی میگه که رفت پشت گل رز عشق نمیاد بیرون دیوانگی هر چی صدا میزرنه عشق بیا بیرون دیوانگی هم یه خنجر ور میداره همین طور رز رو با خنجرش میزنه تا عشق پیدا بشه یک دفعه عشق میگه آخ چشممو کور کردی دیوانگی اشک می ریزه به دست و پای عشق بهش میگه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاری بگی من انجام میدم عشق فقط یک چیز از اون می خواد بهش میگه با من هم درد شو از اون وقت به بعد دیوانگی هم درد عشق کور شد و بس.

وقتی نیاز به عشق داری عاشق مشو بلکه زمانی عاشق شو که تمام وجودت سرشار از عشق هست و می خوای آن را با کسی تقسیم کنی.

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ای کاش می دانستی بدون تو و به دور از دست های مهربانت زندگی چه ناشکیباست.

هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده...حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن...حتی اگر توش شکست بخوری.......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر این که خاطره به جا می ذاره می تونه یه تجربه ی خوب برات باشه.

عاشق برای ادامه دادن به زندگی نیاز به عشق داره و معشوق این میان تنها یک بهانه است.

♥ غزل جون♥ 12:26چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390

میلاد با سعادت امام زمان(عج)مبارک باد.

چهره گـل باغ و صحرا را گـلستان می کند                    

دیــدن مــهدی هـزاران درد درمـان می کند

مـدعـی گـوید کـه با یک گل نمـی آید بــهار

من گلی دارم که عالم را گلستان می کند

۲۶ تیر تولد منه که امسال مصادف شده با تولد امام زمان(عج) و من از این بابت خیلی خوشحالم که همچین سعادتی نصیب من شده امیدوارم امام بزرگوار هر چه زودتر ظهور کنند و جهانی سراسر عدالت بر پا کنند به امید آن روز( چون می خوام برم مسافرت زودتر این پست گذاشتم)

 

♥ غزل جون♥ 12:35چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390

عشق چیست ؟حدیثی است که با نگاه آغاز می شود با لبخندی شیرین می شود با بوسه ای به اوج می رسد و با اشکی پر از اندوه به پایان می رسد.

به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق...زیرا کسی که تشنه عشق است روزی سیراب می شود.

دلمو دادم به تو تا (ما)بشیم.دلمو دادم به تو تا دیگه تنها نباشم.دلمو دادم به تو چون تو چشات دریا رو دیدم.دلمو دادم به تو تا همه وقت یار همیشگی ام باشی.دلمو دادم به تو چون می دونم تنهام نمی ذاری.

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت نگاه کند.به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت بلد باشد.

وقتی دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن.برای این که کسی اشکاتو نبینه ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو.دیگه نه کسی صداتو می شنوه نه کسی اشکاتو می بینه.حالا فهمیدی چرا آب دریا شوره؟

دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست اسراف در محبت است.اگر می خواهی همیشه آرام باشی دلگیری هایت را روی ماسه و شادی های خود را بر روی سنگ مرمر بنویس.اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد سعی نکن از او متنفر شوی بلکه سعی کن او را فراموش کنی.

آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید:دوستت دارم.

 

♥ غزل جون♥ 11:4دوشنبه سیزدهم تیر 1390

همیشه به من می گفت :زندگی وحشتناک است ولی یادش رفته بود که به من می گفت تو زندگی من هستی .روزی از روزها از او پرسیدم :به چه اندازه مرا دوست داری ؟گفت :به اندازه خورشید در آسمان .نگاهی به آسمان انداختم دیدم که هوا بارانی بود و خورشیدی در آسمان معلوم نبود .شبی از شب ها از او پرسیدم :به چه اندازه مرا دوست داری ؟گفت :به اندازه ستاره های آسمان .نگاهی به آسمان انداختم دیدم که هوا ابری بود و ستاره ای در آسمان نبود خواستم برای از دست دادنش قطره ای اشک بریزم ولی حیف تمام اشک هایم را برای به دست آوردنش از دست داده بودم.

در دادگاه عشق...قسمم قلبم بود وکیلم (عاشقشم) دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان .قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ .کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند ...دوستت دارم .

زندگی سخت نیست ما سختش می کنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش می کنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش می کنیم.

آمد سلام گفت و به چشمم نگاه کرد یعنی به خاطر هیجانش گناه کرد تا آن زمان تمام خیالم سپید بود او آمد و تمام دلم را سیاه کرد تنها دلیل عشق من و او نگاه بود با این فریب قلب مرا سر به راه کرد راهی برای رد شدن نیست تقصیر او نبود دلم اشتباه کرد .

کاش می شد قلب ما از یاس بود تک تک گلبرگ آن احساس بود پاک و سبز و بی ادعا کاش می شد بهتر از الماس بود کاش می شد عشق را تفسیر کرد عاشقی را با محبت سیر کرد .

 

♥ غزل جون♥ 11:55دوشنبه ششم تیر 1390

می دانم دلت آنقدر بزرگ و دریایی است که مرهم زخم های بی کسی ام باقی بمانی و یک امشب دیگر را با من تا سحرگاهان همنوا شوی.

به سراغت نیامدم چون روح باران زده شیدای روزهای آشنایی گرفتار تگرگی بی پایان شد و این گونه سیلاب عشق در مسیر طغیان آمال و آرزوهایم تبدیل به سرابی شد.

یک دنیا حرف برای تو دارم یک دنیا پر از حرف های نگفته یک دنیا پر از بغض نشکفته.

با منی هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!

می دونی رسم زمونه چیه؟تو چشم می ذاری من قایم میشم....اما تو یکی دیگه رو پیدا می کنی.

حقیقت انسان به آن چه اظهار می کند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش فرا بسپار.

عشق کلید شهر قلب است به شرط آن که قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.

♥ غزل جون♥ 19:36دوشنبه سی ام خرداد 1390

پرسید:به خاطر کی زنده هستی؟با این که دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو...گفتم:به خاطر هیچکس.پرسید:پس به خاطر چی زنده هستی؟با این که دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو...گفتم:به خاطر هیچ چیز.پرسیدم:تو به خاطر چی زنده هستی؟در حالی که اشکتوی چشماش جمع شده بود گفت:به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است.

بی دلیل مثل لحظه ی تولدم بی نظیر مثل زندگی ناگریز مثل مرگ در به در خسته به دنبال تو هستم ای عشق.

عشق چیست؟سه ثانیه نگته سه دقیقه خنده سه ساعت نشاط سه روز آشنایی سه هفته وفاداری سه ماه بی قراری سه سال انتظار سی سال پشیمانی.

فاصله عشق های کوچک را از بین می برد ولی عشق های بزرگ را قوت می بخشد.مثل باد که شمع را خاموش می کند ولی آتش را شعله ور می سازد.

هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره تو چشاش زل بزن تا عشقتو تو چشاش ببینی...اگر نگات کرد عاشقته...اگه خجالت کشید برات می میره...اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو می میره.

♥ غزل جون♥ 15:28شنبه سوم اردیبهشت 1390

همیشه وقتی که گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه می کنه عاشقته.

دلم گرفته از آدم هایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمی دونن از آدم هایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره.

موقعی که خواستی از کسی جداشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خداحافظ...شاید طرف مقابل ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از این است که منتظر بمونه.

اگه کسی دیوونت بود بازیش نده اگه عاشقت بود دوستش داشته باش اگه دوست داشت بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت فقط بهش لبخند بزن این طوری همیشه یه پله ازش عقبتری اگه یه روزی خسته بشه و یه پله بیاد عقب تازه میشه مثل تو!

دوستت دارم کمتر از خدا و بیش تر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!

زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد.با وفا ترین دوست به مرور زمان بی وفا شد.این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است.

از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم با دست هایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را... .

 

♥ غزل جون♥ 15:44شنبه بیست و هفتم فروردین 1390

بهت نمی گم دوست دارم ولی قسم می خورم که دوست دارم بهت نمی گم  هر چی که می خوای بهت میدم چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم چون تو خوش تر از خوابی اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن بهت قول نمیدم که ساکتت کنم اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صدام کن قول میدم سکوت کنماگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی صام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روز خواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه یه روز خواستی بمیری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو می میرم.

آن گاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم.حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم.

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند باشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دوری ام عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو((ق))قرار من و من((ع)) عبور بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیرهی نیلوفرم و تشنه ی نورم.

بی وفا بی تو غم دارم از دست یارم شکوه ها دارم.ما رو باش که فکر می کردیم میشه عاشق بود و موند میشه از عشق خوند ما رو باش چی فکر می کردیم و چی شد چی می شد اگر دروغ بین ما جا نداشت.

عشق رو میشه تو دستای خسته پدر دید...و توی نگاه نگران مادر...نه تو دستای منتظر یه غریبه.

♥ غزل جون♥ 15:38شنبه بیستم فروردین 1390



dokhtare20 : Design By